افسردگی  

افسردگي

افسردگي از جمله اختلالات خلقي است كه با درجات مختلفي از غمگيني , يأس و نا اميدي, شك وترديد و احساس گناه همراه مي باشد. بيشتر مردم در طول زندگي گاهگاهي احساس افسردگي مي كنند.

مقدمه
افسردگي از جمله اختلالات خلقي است كه با درجات مختلفي از غمگيني , يأس و نا اميدي, شك وترديد و احساس گناه همراه مي باشد. بيشتر مردم در طول زندگي گاهگاهي احساس افسردگي مي كنند. اما بعضي ازآنها ممكن است اين احساسات را براي مدت زمان طولاني تر وبا تناوب و تأثيرات بيشتر وعميق تري تجربه كنند.در بعضي موارد افسردگي ممكن است براي ماهها يا حتي سالها به طول انجامد.
شايعترين نوع افسردگي  حالتي است كه به آن دلگرفتگي يا بد خلقي گويند .
چنين حالتي غالبا" براي مدت كوتاهي وجود داشته و اثرات كم و ناچيزي در فعاليتهاي روزانه زندگي مي گذارد.
زماني كه علايم افسردگي شدت مي يابد زندگي را دچار مشكل مي سازد. با اين وجود افراد ممكن است توانايي مواجهه بااين مشكلات را داشته باشند. دربعضي موارد احساس نااميدي در افراد به حدي مي رسد كه به نظر آنها خود كشي تنها راه حل مشكلات است . فردي كه دچار افسردگي خيلي شديد گرديده ممكن است دچار نوسانات خلقي زياد و حتي تمايل به گوشه گيري كامل از فعاليت هاي روزانه زندگي و جهان پيرامونش را داشته باشد.

علل افسردگي
افسردگي معمولا درنتيجه يك واقعه ناگوار و ناراحت كننده همچون مرگ يكي از عزيزان  اتفاق مي افتد وقتي علت افسردگي كاملا مشخص و آشكار باشد و فرد درباره آن آگاهي داشته باشد بايد انتظار واكنش درحد متوسط را داشته باشد و در موقعيت و زمان مناسب نسبت به برطرف كردن حالات خود اقدام نمايد.
در مواردي كه افسردگي علل مشخص و واضحي نداشته باشد ممكن است حالات افسردگي بدتر و شديدتر گردد چراكه شخص قادر به درك علت حالات خود نيست . اين حس عدم كنترل ممكن است به احساس واقعي افسردگي اضافه گردد.
عوامل متعددي همچون شخصيت, رويدادهاي استرس زا, فاكتورهاي محيطي ,عوامل بيوشيمي نظير كمبود يا عدم تعادل هاي شيميايي در مغز ممكن است نقش عمده اي را در ايجاد افسردگي ايفا نمايند و همچنين ممكن است در اثر بيماري, عفونتها, بعضي داروهاي تجويز شده و يا رژيم غذايي نامناسب ايجاد گردد. به طور كلي مشخص كردن و درك عوامل بوجود آورنده استرس ها گامي اساسي در يادگيري نحوه سازش با افسردگي بشمار مي رود.

     
 
خلاقيت  

خلاقيت

افراد خلاق با هوشند، حوزه ادراكي وسيعي دارند، براي هر مسئله تعداد زيادي راه حل دارند، مي توانند به سهولت از انديشه و راه حلي به انديشه ها و راه حلهاي ديگر انتقال يابند، از حدس و فرضيه سازي نمي ترسند، در بديهيات شك و ترديد مي كنند

 

هر فرايند خلاق،4 مرحله دارد:

1-آماده سازي:دراين مرحله همه جوانب مسئله مورد تحقيق وبررسي قرار مي گيرد واين دوره در اصل دوره اي ازشناسايي مسئله وجمع آوري حقايق به شمارمي آيد.

2-دوره نهفتگي: در اين مرحله فرد آگاهانه در مورد مسئله فكر  نمي كند بلكه در اينجا نوعي فرايند ذهني دروني وجود دارد كه اطلاعات تازه را با اطلاعات گذشته مرتبط مي سازد. در اين مرحله يك نوع  سازمان بندي مجدد اطلاعات  بدون آنكه فرد مستقيما از آن آگاه باشد انجام مي پذيرد.

3-اشراق : در اين مرحله "ايده فرخنده" يا "پديده آها" به وقوع   مي پيوندد. دراين مرحله فردخلاق ايده مفهوم وياراه حل مسئله رابه صورت ناگهاني درمي يابد.

4-اثبات: مرحله اي است كه درآن ايده اي كه طي3 مرحله بدست آمده موردسنجش قرارمي گيرد تا معتبر بودن يا عدم اعتبار آن ثابت شود. لازم به ذكر است كه هر مرحله ممكن است نمايانگر ماههايا سالها طرح ريزي يا مطالعه باشد و يا در مورد ديگري ممكن است مرحله اي دريك روز اتفاق بيفتد.

ويژگيهاي افراد خلاق:

افراد خلاق با هوشند، حوزه ادراكي وسيعي دارند، براي هر مسئله تعداد زيادي راه حل دارند، مي توانند  به سهولت از انديشه و راه حلي به انديشه ها و راه حلهاي ديگر انتقال يابند، از حدس و فرضيه سازي نمي ترسند، در بديهيات شك و ترديد مي كنند و به ويژه قدرت ادراك هم زمان عناصر نا همسان را دارند. حذف و سانسور شناختي در آنان كمتر صورت  مي گيرد از اعتماد به نفس و  تهور در انديشيدن برخوردار هستند دنياي آنها  منطقي و  منظم نيست  بلكه  همه  چيز در دنياي  آنها  غير قابل پيش بيني است.

روشهايي كه والدين مي توانند خلاقيت را در فرزندانشان برانگيزنند:

1-آزادي : والديني كه به فرزندشان آزادي مي دهند، آمرانه عمل نمي كنند، دائما سعي ندارند كودكشان را كنترل كنند و فعاليتهاي  كودكشان را محدود نمي سازند درباره كودكانشان نگراني زيادي ندارند.

2-احترام:والديني كه به فرزندانشان احترام مي گذارند، براي آنها به عنوان يك فرد احترام قائل هستند و به توانائي هايشان ايمان دارند.

3- اعتدال در نزديكي عاطفي : خانواده هايي كه كودكان خلاق دارند ارتباط  عاطفي فوق العاده نزديكي با كودكانشان ندارند. اتحاد خانوادگي كمتر وسردي بيشتري ميان والدين و فرزندان نسبت به خانواده هاي كمتر خلاق وجود دارد. كودكان نبايد بيش از حد به والدين وابسته باشند اما بايد بدانند كه مورد قبول و علاقه آنها هستند.

4- ارزشها نه قوانين: والدين كودكان خلاق در منزل قوانين زيادي وضع نمي كنند در عوض مجموعه روشني از ارزشها درباره كارهاي صحيح و غلط را ارائه مي دهند.

5-نيل به دستاورد نه نمره : براي اين والدين تلاش كودك مهم است نه نمره.

6-والدين فعال و مستقل : والدين كودكان خلاق نسبت به خود احساس امنيت دارندو دنبال موقعيت اجتماعي نيستند و علائق بسيار در منزل و بيرون از منزل دارند.

7-قدر داني از خلاقيت:تشويق والدين در برابر خلاقيت كودك بسيار موثر مي باشد.

8-تصوير ذهني از آينده :والدين كودك خلاق تصوير ذهني روشني ازآينده فرزندشان به عنوان يك فرد مستقل ومجزا دارند ٬كه اين تصوير ذهني روشن براي كودك حمايت كننده است.

9-شوخ طبعي : اين جنبه مهمترين جنبه در برانگيختن خلاقيت در فرزندان مي باشد.منظور ازشوخ طبعي توانائي خنديدن به شرايط ٬حوادث و خود شخص مي باشد.

چندتحقيق انجام شده برروي خلاقيت ونتايج آن:

1-مادراني كه به اجبار كردن فرزندشان تمايل دارند و آنهاراموظف به انجام كار مي دانند، كمترداراي فرزندان خلاق بوده اند0

2-والدين كودكان خلاق موكدا معتقدند كه بايدتا حدود زيادي به كودكان استقلال داده شود، آنان درصددمخالفت با اراده و خواست فرزندشان نيستند و فكر مي كنند كه فرزندان حق دارند با والدين خود موافق نباشند در حاليكه والدين كودكان غيرخلاق هرگز به فرزندشان اجازه نمي دهند حتي براي تفريحاتش تصميم بگيرد، فرزندشان را با قدرت و نفوذ حفظ مي كنندوحتي در اين امرمتوسل به تنبيهات بدني نيزمي شوند. درخانواده ها يي كه فرزندان خلاق پرورش مي دهند،سطح                                                                       پاييني از ديكتاتوري ومحدوديت وجود دارد، آنها استقلال را تشويق مي كنند ومقدار مختصري،فاصله اجتماعي متقابل سرد، بين والدين  و بچه ها وجود دارد.

3-پژوهشي در زمينه خلاقيت وهوشبهر:

الف)كودكان داراي خلاقيت زياد وهوشبهر زياد:

اين كودكان هم مي توانندكنترل وخودداري رادر خود پرورش دهند و هم آزادي و بي قيدي را، هم رفتاري مانند بزرگسالان داشته باشند وهم رفتاري كودكانه.

ب)كودكان داراي خلاقيت زيادوهوشبهركم:           

اين كودكان به شدت با خود و با مسئولان مدرسه در ستيزند واحساس بي ارزش بودن آنها را احاطه كرده است ولي به هر حال در يك محيط خالي از اضطراب مي توانند از نظردانش ومعرفت شكوفا شوند.

ج)كودكان داراي خلاقيت كم وهوشبهرزياد:             

اين كودكان را مي توان"معتاد" به كسب موفقيت در تحصيل نا ميد.شكست درتحصيل براي اين كودكان فاجعه است، بطوري كه بايد همواره سعي كنند كه نمره هاي عالي بياورند، تاخود را ازدردها ورنجهاي احتما لي دورنگهدارند.

د)كودكان داراي خلاقيت كم وهوشبهر كم:             

اين كودكان اساسا گيج وسردرگمند،دست به اقداماتي تدافعي مي زنند،دامنه تغيير اين اقدامات ازسازگاريهاو همسازيهاي مفيدهمچون فعاليتهاي اجتماعي شديد  شروع مي شود و تا وازدگي يا انفعال وبروزنشانه هاي روان تني ادامه مي يابد.

4-ازخصوصيات مهم تمايزبين كودكان داراي خلاقيت سطح بالا با كودكان داراي هوشبهر بالا اين ست كه كودكان خلاق توانايي يا گرايش خطر كردن را دارند. و اين تمايل به خطر كردن در كودكان خلاق بدين صورت بروزمي كند كه آنها از انجام خدمات غيرعادي، ايده هاي مغاير با ديگران و نتيجه گيري هاي نادر و منحصر به فرد واهمه نشان نمي دهند.

     
 
اعتماد به نفس  

اعتمادبه نفس

مطالعات روانشناسان در زمينه اعتماد به نفس نشانگر آن است كه پي ريزي اين عامل از خانواده آغاز مي شودو نحوه ارتباط و تعامل موجود ميان اعضاي خانواده در اين بين نقش اساسي دارد. در بررسي آن دسته از رفتارهاي والدين كه سبب بروز عزت نفس سالم در كودكان مي شود هيچ رابطه معني داري بين عواملي مانند ثروت خانوادگي، تحصيلات، مكان زندگي،طبقه اجتماعي، شغل پدرويا حضور دائمي مادر در منزل با عزت نفس پيدا نشده و به جاي آن كيفيت رابطه ميان كودك وافراد بزرگسال مهم زندگي او در اعتمادبه نفس و عزت نفس او تاثير زيادي مي گذارد.

مقدمه:
مطالعات روانشناسان در زمينه اعتماد به نفس نشانگر آن است كه پي ريزي اين عامل از خانواده آغاز مي شودو نحوه ارتباط و تعامل موجود ميان اعضاي خانواده در اين بين نقش اساسي دارد.  در بررسي آن دسته از رفتارهاي والدين كه سبب بروز عزت نفس سالم در كودكان مي شود هيچ رابطه معني داري بين عواملي مانند  ثروت خانوادگي، تحصيلات، مكان زندگي،طبقه اجتماعي، شغل پدرويا حضور دائمي مادر در منزل با عزت نفس پيدا نشده و به جاي آن كيفيت رابطه ميان كودك وافراد بزرگسال مهم زندگي او در اعتمادبه نفس و عزت نفس او تاثير زيادي مي گذارد.
عوامل مرتبط با اعتماد به نفس برتر كودكان
◄كودك بايد احساس كند كه انديشه، عواطف و ارزشهاي او به عنوان يك انسان مورد  پذيرش واقع شده است.
◄به كودك آزادي نامحدود داده نشود ولي محدوديتها براي كودك شفاف، منصفانه وقابل مذاكره طرح شود.
◄به كودك بعنوان يك انسان احترام گذاشته شود.
◄والدين انتظارات خود را محترمانه از روي خيرخواهي و غير ظالمانه به فرزندشان انتقال دهند.
◄پدر ومادر خود از عزت نفس بالايي برخوردار بوده والگوي اعتماد به نفس باشند.
موضوع اعتماد به نفس در دانش آموزان نيز اهميت زيادي دارد. مدرسه محيطي است كه بايد كودكان و نوجوانان به درجات بيشتري از رشد اجتماعي و خودباوري دست يابند .همچنين معلمان بايد از سطح قابل قبول عزت نفس برخوردار باشند.زيرا آموزگاراني كه از اعتماد به نفس لازم برخوردار نيستند نمي توانند اين صفت مهم رابه دانش آموزان خود انتقال دهند . در محيط تعليم  و تربيت رفتارها ، برخوردها وتعامل افراد بايدبه گونه اي  باشد كه عزت نفس دانش آموزان  را بيشتر از  هر چيز مورد توجه قراردهد ومحتواي دروس و برنامه هاي  آموزشي وپرورشي طرح ريزي شده براي آنها در راستاي افزايش توانايي ابراز وجود واعتماد به نفس آنها باشد.ارتباط با گروه وتعامل با همسالان هم در اين ميان نقش بسزايي دارد.اما در عين حال نبايد فراموش كردكه تاثير انگيزه هاي دروني مهمتر از اين هاست و هرگز نبايد خللي دراعتمادبه نفس ما ايجاد كند.ما در مقابل بسياري از عوامل بيروني نقش انتخاب كننده داريم وبهداشت رواني ما در گرو ظرفيت وتوان رواني است كه در مقابله با حوادث از خود نشان مي دهيم.
به فرايندزيركه در ساخت اعتمادبه نفس موثراست توجه كنيد:
   افزايش اعتماد به نفس
                      شكوفايي توانايها
                                 سعي در ابراز وجود
                                                  پذيرش خود
                                                            شناخت خود
تعاريف رفتاري كمبود اعتماد به نفس
◄ناتوان در پذيرش تعاريف ديگران.
◄مقررات ناشي ازاحساس حقارت آميزنسبت بخود.
◄عدم احساس ارزشمندي در مورد ظا هر خود.
◄مشكل در گفتن((نه))به ديگران و تصور اينكه او را دوست ندارند.
◄ترس از طرد شدن نزد گروه هم سالان.
◄فقدان هدف در زندگي و گزينش اهداف كم ارزش و سطح پايين.
◄ناتوان در بيان موارد مثبت درمورد خود.
◄احساس فشارو ناراحتي در موقعيتهاي اجتماعي
 و000
اگرمي خواهيم اعتمادبه نفس بيشتري داشته باشيم، اولين قدم اين است كه تصويري ازشخص ايده آل  خود درذهنمان مجسم كنيم.
ويژگي افراد داراي اعتماد به نفس
◄خود را دوست دارند، اهميت نمي دهند كه ما از توجه آنها به خودشان آگاه شويم.
◄خود را درك مي كنند، در حين رشدو پيشرفت به كاوش خود ادامه مي دهند.
◄خواسته هاي خود رامي شناسند، ازاينكه براي خودشان اهداف جديدي طرح ريزي كنند نمي ترسند.
◄مثبت مي انديشند، در مقابل مشكلات احساس ضعف نمي كنند.
◄ماهرانه رفتار مي كنند، مي دانند كه در هر موقعيت چه رفتاري مناسب تر است.
 چگونه مي توان شروع به تغيير كرد؟
هفت تمايل ضروري بعنوان مراحل يك برنامه موفق در افزايش اعتماد به نفس:
◄باور به امكان تغيير؛ بايد معتقد باشيم كه تغيير امكان پذير است .
◄انگيزه؛ بايد خودمان بخواهيم كه تغيير كنيم.
◄بينش؛ بايد شناخت لازم را نسبت به خود و رفتارمان بدست آوريم.
◄اهداف؛ بايد مطمئن باشيم كه اين اهداف واقعي و از آن خودمان هستند.
◄تمرين ؛ بايد وقت وانرژي زيادي صرف كنيم جهت تمرين رفتارهاي جديد.
◄حمايت؛ بايدتشويق شويم.
◄پاداش؛ بايد قادر به درك سودمندي و فايده اين كار دشوار باشيد.
تقويت عزت نفس
طريقه صحبت كردن در مورد خود را تغيير دهيد:
◄خودتان را تحقير نكنيد.
◄براي هر چه مي خواهيد و نياز داريد كلمه ((من))را بكار ببريد.
◄پاداش دادن به خود را آغاز كنيد.
◄از جسم خود مواظبت كنيد.
◄به احساسات خود احترام بگذاريد.
◄بدنبال بهترين باشيد.
◄لحظه به لحظه ازخود مراقبت كنيد و به فكرخود باشيد.   ***************************************
اغلب كساني كه اعتماد به نفس ندارند داراي رفتارهاي پرخاشگرانه وانفعالي هستند. ممكن است در برهه اي از زندگي گذشته يا حال خود ندايي دروني را شنيده باشيد كه به شما دستورمي دهد ((تو حق اظهار وجودنداري)).
درچنين وضعيتي، اولين گام براي كسب توانايي اظهار وجود اين است كه جاي اين ندا رابا حقوق خود عوض كنيد.
حقوق ابراز وجود
◄حق مطالبه آنچه مي خواهيم.
◄حق داشتن و اظهار احساسات عقايد و تمايلات بطور مناسب.
◄حق اظهار مطالبي كه هيچ پايه و اساسي منطقي ندارد و ما مجبور نيستيم آنها را توجيه كنيم.
◄حق تصميم گيري درامورمربوط به خودوپذيرش  عواقب و نتايج آن.
◄حق انتخاب اين كه آيا درمشكلات ديگران سهيم شويم يا خير.
◄حق اين كه يك موضوع را نفهميم يا درك نكنيم .
◄حق اشتباه كردن.
◄حق موفق بودن.
◄حق تغيير در تصميم گيري.
◄حق بودن در دنياي خود.
◄حق تنها بودن و داشتن زندگي مستقل.
◄حق تغيير دادن خود و تبديل شدن به انساني كه قادر به ابراز وجود است.

     
 
لکنت  

لکنت

لكنت اختلال رواني در گفتار است كه در آن شخص بطور دقيق ميداند كه چه مي خواهد بگويد ، ولي بخاطر تكرار غير ارادي صداها و يا توقف در توليد صدا، در بيان منظور خود ناتوان است.

◄لكنت:
لكنت اختلال رواني در گفتار است كه در آن شخص بطور دقيق ميداند كه چه مي خواهد بگويد ، ولي بخاطر تكرار غير ارادي صداها و يا توقف در توليد صدا، در بيان منظور خود ناتوان است.حدود پنج درصد كودكان در مرحله اي از زندگي خود دچار لكنت مي شوند ، ولي در يك در صد آنها لكنت تا دوران بزرگسالي ادامه پيدا مي كند .هر چه سن افراد بالا مي رود احتمال ماندگاري لكنت كمتراست، ولي لكنت مي تواند تا دوران بزرگسالي هم ادامه داشته باشد.

◄علل لكنت چيست؟
1)علت لكنت مشخص نيست ،ولي تا اندازهاي علت ژنتيكي دارد.
2)كودكانيكه پدر يا مادر آنها لكنت دارند ، و يا از قبل به لكنت مبتلا بوده اند،احتمال ابتلاء آنها به لكنت بيش از بقيه كودكان است.
3)كودكانيكه خواهر يا برادر مبتلا به لكنت دارند نيز احتمال وقوع لكنت در آنها بيشتر است.
4)تنها علت محيطي شناخته شده لكنت، آسيب مغزي در حول وحوش تولد است ،ولي بيشتر كودكانيكه مبتلا به لكنت هستند، در موقع تولد دچار آسيب مغزي نشدند ،و بيشتر كودكانيكه آسيب مغزي ديده اند، دچار لكنت نشدند.
5)افراد مبتلا به افت شنوايي كمتر دچار لكنت مي شوند.
6)لكنت در تمام جوامع ودرتمام زبانها رخ مي دهد و اين اختلال از قديم وجود داشته است، چون لكنت داراي منشا خانوادگي است ، و در تمام زبانها رخ مي دهد، بنابراين روشن است كه لكنت منشا جسمي دارد. لازم به ياد آوري است كه پدر و مادرها باعث بوجود آمدن لكنت در كودكان نمي شوند.

◄وقتي كه شخص لكنت مي كند٬ چه اتفاقاتي رخ مي دهند؟
1)وقتي كه شخص دچار لكنت مي شود، نوعي بدكاركرديهاي ظريف عصبي عضلاني رخ مي دهند(يعني مغز، عله بطورطبيعي
و هنجار كار نمي كنند).
2)افراد لكنت دار در هماهنگي جريان هوا، توليدو تشديد با مشكلاتي روبرو مي شوند(منظوراز توليدو تشديد، نحوه ي حركات عضلات كوچك بمنظور توليد صدا، و نحوه ي كنترل بلندي صدا است).
3)بسياري از افراد لكنت دارمي توانند در بعضي ازموقعيتها روان صحبت كنند(مثلا:در منزل)و وقتيكه خسته يا مضطرب هستند، ناروان صحبت مي كنند.
4)احساس فشار، بطور مثال، صحبت كردن در كلاس، صحبت كردن با تلفن و........،روان صحبت كردن را مشكل مي سازد كه اين خود باعث افزايش فشار رواني مي شود.
5)گرچه فشار رواني روان صحبت كردن را با مشكل مواجه سازد ،ولي فشار رواني باعث بوجود آمدن لكنت نمي شود.
((زمانيكه افرادمبتلابه لكنت آوازمي خوانند، باپچ پچ صحبت مي كنند ، به صورت هم صدايي با ديگران صحبت مي كنند، و يا وقتي  كه نمي توانند صوت خود را بشنوند ، معمولا  لكنت ندارند.))

◄شناسايي لكنت:
در بيشتر كودكان لكنت بين سنين دو تا پنچ سالگي آغاز مي شود .به طور طبيعي بيشتر كودكان در مرحله اي از رشد خود صداها و واژه هايي را تكرار مي كنند (نارواني طبيعي). چنانچه يكي از افراد خانواده لكنتي باشد ، احتمال دارد نارواني گفتار كودك به لكنت تبديل شود و تداوم پيدا كند.

◄الگوي لكنت عبارتند از:
1)تكرار بخشي ازواژه ها مثلا نخستين همخوان يك واژه:ط ط ط طوطي .
2)كشيده ادا كردن صداي آغازين واژه سسسسلام.
3)سكوتهايي پيش از بيان واژه، داخل واژه، ويا پس از بيان واژه.
4)معمولا توقف و گير در آغاز جمله و يا پيش از آغاز جمله .

◄كودك مبتلا به نارواني
اغلب تمام واژه ها يا عبارتها را تكرار مي كند (من من من ميخوام بروم بازي كنم.)
2)بطور معمول قسمتي از واژه را بيش از يك يا دو بار تكرار نمي كند.
3)پس از شروع گفتار آن را ادامه مي دهد.
حركات ورفتارهاي ديگري نيز ممكن است رخ دهند بطور مثال: عضلات لبها فك و گردن منقبض شوند لبها و فك و زبان در موقع صحبت كردن به لرزش در آيند و يا كودك پلك بزند و سر خود را بچرخاند.

◄ساير يافته ها:
1)كودكان و بزرگسالان لكنت دار مي دانند كه قصد بيان چه واژه هايي را دارند (لكنت آنها بدليل پيدا كردن واژه مناسب نيست).
2)افراد لكنت دار در شنيدن يا گوش كردن مشكلي ندارند.
3)افرادي كه با اشخاص لكنت دار صحبت مي كنند مجبور نيستند كه سرعت گفتار خود را كاهش دهند.
4)در مورد تفاوت بهره هوشي افراد لكنت دار با سالم توافق چنداني وجود ندارد ولي بيشتر منابع گوياي اين هستند كه افراد لكنت دار از نظر هوشي با ديگران تفاوتي ندارند.
5)برخي از كودكان لكنت دار ممكن است داراي اشكالات مشابهي در كنترل فعاليت حركتي ظريف ساير گروههاي عضلاني بوده ودر مقايسه با ساير كودكان تا اندازه اي دست وپا چلفتي باشند.
6)كودكان لكنت دار در تطابق اجتماعي مشكلاتي دارند (ايجاد دوستي ، احساس اعتماد بنفس در گروه و.........)
7)مهارتهاي كودكان لكنت دار بايد بطور انفرادي مورد ارزيابي قرار گيرد نه اينكه گمان شود آنها "دست وپاچلفتي هستند""بهره هوشي آنها پايين تراست "ويا "فاقد مهارتهاي اجتماعي هستند".

◄تاثير لكنت روي زندگي روزمره:
1)تاثير لكنت روي فعاليتهاي زندگي روزمره متغيراست.
2)برخي از افراد مبتلا به لكنت خفيف ممكن است بسيار ناكام و مضطرب  باشند در حاليكه برخي افراد به لكنت شديد ممكن است كمتر احساس ناراحتي كنند.
3)به محض اينكه لكنت آغاز شد مانع از برقراري ارتباط مي شود.
4)كودكان سنين مدرسه  در  مورد  لكنت  اينگونه  اظهار  نظر  مي كنند وقتيكه از ما خواسته مي شود تا به پرسشي پاسخ دهيم و يا متني را با صداي بلند بخوانيم دچار آشفتگي مي شويم.
5)كودكان لكنت دار اغلب از صحبت پرهيز مي كنند ولي وقتيكه آنها را مجبور به صحبت كردن مي كنند اين پرهيز و اجتناب شديدتر مي شود.
6)لكنت مي تواند فرصتهاي افراد بزرگسال را محدود كند.

◄ارزيابي:
1)گفتار ناروان كودكان كم سن و سال بايد در همان سنين پايين مورد ارزيابي قرار گيرد.
2)لكنت دوران رشد (لكنت فيزيولوژيك= نارواني طبيعي) چندان طولاني نخواهد بود!!
3)چنانچه مدت زمان ابتلا  كودك به لكنت زياد باشد در موقع صحبت  كردن تنش و تقلا نشان دهد از صحبت كردن پرهيز  كند.يا تاريخچه اي از لكنت در خانواده آنها وجود داشته باشد اين كودك بايد مورد ارزيابي آسيب شناس گفتار و زبان قرار گيرد!

◄درمان:
1)به محض بروز لكنت با آسيب شناسان گفتار و زبان تماس بگيريد.
2)چون لكنت برخي از كودكان بطور طبيعي رفع مي شود معلوم نيست كه كدام كودك  مبتلا به لكنت بدون درمان بهبود مي يابد (پس بهتر است كه تمام كودكان لكنت دار زير نظر آسيب شناسان گفتار و زبان باشند).
3)درمان زودهنگام لكنت براي گفتارروان بعدي بسيارحائز اهميت است.
4)درمان زود هنگام لكنت حتي اگر لكنت  خفيف هم باشد موثر است  و احتمالا اين بدان معنا است كه درمان چندان طولاني نخواهد بود.
5)روشهاي درمان لكنت گوناگون هستند برخي از اين روشها ويژه كودكان و برخي ديگر ويژه بزرگسالان مي باشند.
6) در برخي ازكشورها بيشتر آسيب شناسان گفتار و زبان كودكان كم سن و سال مبتلا به نارواني گفتاررا تحت درمان قرار مي دهند.
7)زمانيكه كودك روان صحبت مي كند پدر و مادر بايد رضايت خاطر خود را به او نشان دهند پدر و مادر نبايد به كودك بگويند آهسته صحبت كن راحت باش دوباره بگو.
 8)روشهاي درمان افراد بزرگسال عبارت است از كشيده گويي ايجاد رواني گفتار، گفتار موزون استفاده از باز خورد و تغيير نگرش (هشدار هر كدام از اين روشها به بحث مفصلي نياز دارند و امكان توضيح تك تك آنها در اينجا وجود ندارد).

◄وظايف والدين در برخورد با كودك مبتلا به لكنت:
1)چنانچه نگران گفتار كودكتان هستيد به آسيب شناسان گفتار و زبان مراجعه كنيد بويژه اگر در خانواده شما فرد مبتلا به لكنت وجود دارد.
2)چون روشهاي كمك به كودكان لكنت دار متنوع است پدرومادر بايد از آسيب شناسان گفتار و زبان ياد بگيرند كه در منزل چه رفتاري با كودك داشته باشند.مثلا :به كودك بگويند:آرام صحبت كن ،راحت باش، سريع صحبت نكن، دوباره بگو. (هشدار:بكار گيري ويا عدم بكارگيري اين روشها را آسيب شناس گفتار وزبان تعيين مي كند).
3)موقعيكه كودك صحبت مي كند بسيار صبور باشيد به حرفهاي او گوش كنيد تا او حرفهاي خود را به پايان برساند و در تمام اين مدت با او تماس چشمي داشته باشيد.
4)بجاي فرد لكنت دار صحبت نكنيد گفتار او را قطع نكنيد زيرا اگر گفتار او را قطع كنيد چه بسا واژه مورد نظر او را نتوانيد بيان كنيد در نتيجه ناكامي او افزايش پيدا مي كند.
5)چون شنوايي و درك كودكان لكنت دار سالم است بسيار آرام و يا با صداي اغراق آميز صحبت نكنيد.
6)چنانچه گفتار فرد لكنت دار را متوجه نشديد بگوييد:ببخشيد متوجه نشدم .چنانچه متوجه نشديد وانمود نكنيد كه متوجه شديد.
7)اطمينان حاصل كنيد كه كودك شما بخاطر لكنت دار بودن موردآزار و اذيت و يا تهديد قرار نگيرد بويژه توسط افراد خانواده و يا در مدرسه .
8)از  گفتار درمانگر بخواهيد تا به شما آموزش دهد كه چگونه به كودكانتان كمك كنيد تا در حضور ديگران مثلا : در كلاس درس صحبت كند.
9)اگر  يكي از اعضاء خانواده داستانهاي جالبي در مورد غلبه بر لكنت  مي داند از او بخواهيد تا اين داستان را براي كودكتان باز گو كند. بخاطر داشته باشيد كه باز گويي پيروزي ديگران مي تواند براي كودك شما آموزنده باشد. بويژه اگر لحظات سختي را سپري كرده باشند . مواظب باشيد تا در دوران خردسالي كودكتان براي او داستانهاي"بد" تعريف نكنيد.
10)در كارهايتان كاملا آگاه و هوشيار باشيد و سنجيده رفتار نماييد!

     
 
نقشه سایت